الملا فتح الله الكاشاني
328
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
از كيفيت سلوك اصحاب نسبت به او ملاحظه نمايم گفتند برو چون بنزديك رسول رسيد فرمود اين فلان كس است و از فلان قوم كه تعظيم هدى بجاى ميارند لبيك گويان باستقبال وى رويد و شتران هدى را با خود ببريد ايشان چنين كردند چون آنمرد اينحال را بديد گفت سبحان اللّه چنين قوم را از خانهء خدا چگونه منع توان كرد پس بازگشت و ايشان را به صلح ترغيب نمود ايشان حليس بن علقمه را بفرستادند و او سيد اخابيس بود رسول او را بديد فرمود اين از قوم متعبدانست هدى را پيش او باز بريد چون هدى را با شعار و تقليد بديد گفت لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم بازگشت و اين صورت با قريش بازگفت و در عقب آن مكرز بن حفص از ايشان اذن طلبيده نزد رسول آمد چون نزد پيغمبر آمد رسول آن را بديد فرمود اين مكرز است كه به سمت فسق و فجور مشهور است پس بيامد و با رسول آغاز سخن گفتن كرد و در اثناى مكالمه سهيل بن عمرو در رسيد و رسول را گفت كار بر شما آسان شد چه قوم از شما طلب صلح ميكنند ايشان لبيك گويان هدى را پيش آوردند سهيل گفت من از جانب قريش آمدهام با شما صلح كنم و عهدنامهء از شما بستانم پس رسول ( ص ) امير المؤمنين عليه السلام را طلبيد و طريق صلح نامه را املا كرد امير المؤمنين عليه السلام بفرموده سيد المرسلين نامه را به بسم اللّه الرحمن الرحيم معنون ساخت سهيل گفت ما رحمن نميشناسيم و چون اين نوشتهايست ميان ما و تو پس ببايد چيزى نوشت كه ما معرفت آن داشته باشيم پس گفت در عنوان نامه بسمك اللهم بنويس مسلمانان گفتند ما بسم اللّه را ترك نميكنيم رسول فرمود يا على آنچه سهيل ميگويد بنويس حضرت امير عليه السلام عنوان نامه را به اين نام موشح ساخت آنگه رسول فرمود بنويس هذا ما قضى عليه محمد رسول اللّه سهيل گفت اگر ميدانستيم تو رسول خدائى هرگز اين نزاع با تو نميكرديم رسول فرمود من رسول خدايم اگرچه شما مرا تكذيب ميكنيد آنگه گفت يا امير المؤمنين امح رسول اللّه محو كن اينكلمه را امير المؤمنين گفت دست من بمحو كردن اسم تو از نبوة جارى نميشود پيغمبر صلح نامه از او بستد و آن را محو فرمود و گفت هذا ما قضى محمد بن عبد اللّه حضرت نامه را به اين طريق معنون ساخت و بعد از آن در آن درج نمودند كه ده سال ميان ايشان محاربه نباشد و در اين مدت هر كه از اصحاب رسول به حج و عمره يا بتجارة مكه آيد بر نفس و مال خود ايمن باشد و هر كه از قريش بمدينه آيد و از آنجا بمصر و شام رود نيز ايمن بود و هر كه در اين مدت بىرخصت ايشان نزد مسلمانان آيد او را باز دهند و هر كه از اسلام نزد ايشان رود باز ندهند اين شرط بر مسلمانان گران آمد رسول فرمود از اين بحث درگذريد و هر كه از ما بجانب ايشان رود از رحمة خداى دور است و سزاوار غضب و سخط او و هر كه از جانب ايشان